تبليغاتX
حیدر بابا
۲- ۳ روز پیش ساعت ۱شب بود کامپیوترو روشن کردم چند تا کار داشتم انجام دادم

 و ساعت ۳ بود گرفتم خوابیدم

صبح علی الطلوع ساعت ۱۰ از خواب پاشدم و طبق عادت کامپیوترو روشن کردم

ولی بالا نیومد

حدود یک ساعت باهاش ور رفتم  و دیدم که نه خیر درست بشو نیست و تمام فایلها

 که حدودا ۳۰ گیگ میشد پر

پس از این که ۱ ساعت هم  ماتم برده بود که چیکار کنم بلاخره تعویض ویندوز  رو انجام دادم

 کامپیوترو درست کردم و بعدش با تلاشهای فراوان و به کمک یک برنامه تقریبا

 تمام فایلها رو برگردوندم (باز دم کسایی  که برنامه ریکاوری ساختن جیززززز)

منتها همش(حدود۳۳۰۰۰ فایل) قاطی پاتی و در هم وتا این لحظه دارم مرتبشون میکنم

و چیزی عایدم نشد جز ۳ روز علافی و در به دری .

گاهی  میگم درود بر تکنولوژِی که  آدمو جلو میبره و لعنت که یه روز همین تکنولوژی ییهو و بیخود

سبب دردسر میشه

ایشاللا هیچوقت این بلا سرتون نیاد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 22:36 توسط جعفر |

چند روزیه تنی از دوستان لطف دارن تهدید میکنن که یا اپ میکنی یا میاییم .....

( به دلیل خشونت بالا از گفتن معذورم )

خلاصه کلام اینکه مجورم میفهمید مجبورم .....

بازم طبق معمول سخنی برای گفتن ندارم اگه درخواستی چیزی دارین بگین تا تقدیم کنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 17:3 توسط جعفر |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 16:56 توسط جعفر |

سلامی چو بوی مهر و پاییز و مدرسه و خش خش برگای خشک زیر پا

خیلی وقت بود نبودم. قرارم نبود باشم

اما حالا به دلیل مسائل امنیتی و ... اومدم چند خط بنویسم و برم فقط چون به یکی

قول دادم والا چیزی برای نوشتن ندارم

دانشگاه شروع شده و میریم و کلاسا تشکیل نمیشه برمیگردیم

هوا هم سرد شده ای حال میکنم

دیگه جونم براتون بگه ملالی نیست جز دوری دوستان

همین خوش باشید و سلامت

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 23:10 توسط جعفر |

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 15:1 توسط جعفر